گفت : اى اميرالمومنين خبرده به من از قدر .
فرمود : اكنون كه تو دست بردار نيستى پس من از تو مى پرسم : تو بگو آيا رحمت خدا قبل از اعمال بندگان بود يا اعمال بندگان قبل از رحمت خدا ؟ - ؟
گفت : رحمت خدا قبل از اعمال بندگان بوده است .
فرمود : بر خيزيد به اين برادرتان سلام كنيد كه مسلمان شد ( پيش از آن مسلمان نبود ) .
آن مرد مسافت اندكى رفت سپس برگشت به حضور امام ( ع ) و :
گفت : اى اميرالمومنين ، با مشيئت نخستينِ خدا بر مى خيزيم و مى نشينيم و قبض مى كنيم و بسط مى كنيم - ؟
فرمود : تو در فاصله دور از مشيئت ، هستى ( چيزى از مشيئت به تو نمى رسد ) . اينك من سه چيز از تو مى پرسم كه خداوند راه گريزى در آن ها براى تو نگذاشته است :
فرمود : خبرده به من آيا خداوند بندگان را آن طور آفريده كه خودش خواسته است يا آن طور كه بندگان خواسته اند . ؟ - ؟
گفت : آن طور كه خودش خواسته است .
فرمود : خداوند بندگان را براى آن چه خودش خواسته ، آفريده است يا براى آن چه بندگان خواسته اند ؟ - ؟
گفت : براى آن چه خودش خواسته است .
فرمود : بندگان در روز قيامت ، آن طور كه خدا خواسته ، حاضر مى شوند يا آن طور كه خودشان بخواهند ؟ - ؟
گفت : آن طور كه خدا خواسته ، خواهند آمد .
فرمود : برخيز ، پس چيزى از مشيئت به تو نمى رسد .
توضيح : مشيئة اوليا : مشيئت اول . - مفهوم اين عبارت اين است كه در نظر امام ( ع ) و آن مرد انديشمند ، دو مشيئت هست يكى اول و ديگرى دوم و موضوع بحث شان مشيئت اول ،
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 506
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٠٦