2 - و احتمال دارد كه مقصود از اين حديث ها ، عدم مبالغه در فرار از بلايا و مصايب ، باشد . و عدم ترك و اجبات به خاطر هر توهّم بعيده .
توضيح : نظر به اين كه هر دو بزرگوار سخن شان را با دو حديث ديگر ارتباط داده اند ، بهتر است در همين جا ترجمه آن دو حديث بيايد :
حديث شماره 30 كه از پايان صفحه 104 شروع مىشود : امام صادق ( ع ) فرمود : اميرالمومنين ( ع ) در كنار ديوارى نشسته بود و در ميان مردم قضاوت مى كرد . يكى از آنان گفت : زير اين ديوار ننشين زيرا كج شده است .
اميرالمومنين ( ع ) فرمود : حافظ انسان اجل اوست .
وقتى كه ( كارش تمام شد و ) برخاست ، ديوار فرو ريخت .
امام صادق ( ع ) فرمود : اميرالمومنين اين قبيل كارها را مى كرد ، و « هذا اليقين » اين است يقين .
حديث شماره 41 در صفحه 114 : اصبغ بن نباته مى گويد : اميرالمومنين ( ع ) از كنار ديوارى كه كج شده بود ، مسيرش را به طرف ديوار سالم ( آن طرف كوچه ) قرار داد . كسى گفت : اى اميرالمومنين ، از قضاى الهى فرار مى كنى ؟
فرمود : از قضاى الهى به قَدَر الهى فرار مى كنم .
ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : در آخر حديث اول ، امام ( ع ) مى فرمايد : « و هذا اليقين » كه ظاهر است در مدح و تعظيم ، و اين جمله آن احتمال اول را ( كه مجلسى گفته است ) ، نفى مىكند . زيرا براى كسى كه از يك خطر پرهيز نمى كند به دليل علمش به عدم آن خطر ، يا به عدم تاثير آن خطر ، فضيلتى نيست .
و جمله « حافظ انسان اجل اوست » احتمال دوم ( كه مجلسى بيان كرد ) را ردّ مىكند . زيرا توهّمات بعيده در نظر عقلاء ارزشى ندارد تا نياز باشد كه با « اجل حافظ انسان است » مردود اعلام شود .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 493
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٩٣