2 - مبحث فعل و افعال خدا : در اين مبحث ، اراد خدا ، خود همان اشياء هستند كه به وجود مى آيند . و مى فرمايد : شيخ مفيد ( ره ) نيز همين نظر را داده است .
اما در همين جمله اخير يعنى « اراده خدا ، خود اشياء است » ، نظر دو بزرگوار از هم جدا مىشود :
مجلسى ( ره ) مى كوشد كه توضيح دهد : اراده خدا نفس « فعل » است .
طباطبائى ( ره ) مى گويد : اراده خدا نفس « مفعول » است .
و آن چه در اين حديث و امثالش آمده « فَإِرَادَةُ اللَّهِ هِيَ الْفِعْل » است نه مفعول . و در هيچ حديثى - تا آن جا كه بنده بررسى كرده ام - در اين باره لفظ « مفعول » يا لفظى كه معنى آن را داشته باشد ، نيامده است .
درست است همه اشياء كائنات ، « فعل الله » هستند و مراد مرحوم مفيد نيز همين است اما با هر تاويل و با هر توجيه و با هر تصوير ذهنى و عقلى ، بالاخره فعل و مفعول دو مفهوم و دو معنى متفاوت دارند .
توضيح اين كه : خداوند متعال دو اراده ندارد كه يكى صفت ذات باشد و ديگرى صفت فعل . و همچنين دو تا علم ندارد كه يكى صفت ذات باشد و ديگرى صفت فعل . و همين طور قدرت . تنها يك اراده است كه ما در مبحث اول ، از يك جهت از آن بحث مى كنيم و در مبحث دوم از يك جهت ديگر . جهت ها را ما در نظر مى گيريم زيرا بدون آن از بحث عاجز هستيم .
همچنان كه علوم مختلف در واقع يك علم هستند ، ما بشرها آن را جرّاحى كرده ، موضوع بندى كرده و از همديگر جدا نموده ايم . زيرا بدون تفكيك علوم ، از كار علمى عاجز هستيم « 1 » .
هامش
( 1 ) - براى شرح اين موضوع رجوع كنيد : « نقد مبانى حكمت متعاليه » بخش اول - سايت بينش نو .