فرمايد : واحد آن خدائى است كه هم انسان ها دربار آن نظر واحد دارند و نقطه اشتراك شان است .
اما دربار بت ها و توتم ها ، اين مردم بت و توتم آن مردم را باطل مىداند . و آن ديگرى بت هاى مردم ديگر را و . . . در اين موضوع نيز همه انسان هاى تاريخ ، اجماع دارند ، اجماع كرده اند كه هم بت ها باطل است . و اجماع شان در هر دو مورد ، درست و صحيح است .
2 - ممكن است مراد امام ( ع ) اين باشد كه : واحد آن است كه همه عقلاى جهان و تاريخ به آن اقرار دارند اگر غرض هاى نفسانى از روى عقل ، كنار روند .
3 - و ممكن است لفظ « واحد » در ادبيات قرآن و اهل بيت ( ع ) بر اين معناى مورد اجماع هم زبان ها ، مختص باشد .
توضيح : يعنى قرآن و اهل بيت ( ع ) واحد را در معنائى به كار مى برند كه مورد اجماع هم مردمان جهان و تاريخ است .
ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اما دو معنى اول ( دو وجه اول كه مجلسى گفته ) به حسب دقّت هر دو به يك معنى هستند كه عبارت است از « آن كه همه عقول بر آن اجماع دارند » .
و شهرت عرفى در اين گونه معانى ، تاثير ندارد .
و اما معنى سوم ، از اساس فاسد است ؛ حديث بر آن حمل نمى شود . زيرا اگر قرآن مردم را به « حقيقة شرعيّه » دعوت كند بدون بيان و اشاره ، مصداق پوشيده گوئى و كور كردن مردم مىشود .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦٣