امام ( ع ) : مطلب ديگرى برايت مى آورم از آن چه خودت باور دارى .
هندى : اين بهتر است براى شكّ زدائى از من . ( يعنى اگر از باورهاى خودم مطلب آورى برايم بهتر است ) .
امام ( ع ) : مگر تو معتقد نيستى آن چه كه اين نجوم و خورشيد و ماه بر روى آن در دوران هستند ، فلك است .
توضيح : در آن زمان ، همگان به كيهان شناسى ارسطوئى معتقد بودند كه ستارگان و سيارگان و قمر ها بر فلك ها ميخكوب شده اند و فلك با چرخش خود آن ها را مى چرخاند . از آن جمله خورشيد بر فلك چهارم ميخكوب شده و ماه بر فلك سوّم .
هندى : بلى ( همين گونه معتقد هستم ) .
امام ( ع ) : آيا فلك اساس و پايگاه نجوم نيست ؟ ( البتّه به نظر هندى ) .
هندى : بلى .
امام ( ع ) : بنابراين ، نجوم كه گمان مى كنى ميلاد مردم و نحوست و سعادت شان از آن هاست ، مگر پس از آن كه اين فلك ( مورد نظر تو ) به وجود آمده ، وضع نشده اند ؟ چون به وسيله فلك ، بروج ( نجوم ) پائين مى آيند و بالا مى روند .
هندى : ى ك امر روشنى را آوردى ؛ براى هيچ صاحب عقلى ، اشكالى نمى ماند كه فلكى كه اين نجوم به وسيله آن مى چرخند ، اساس اين نجوم هستند كه براى شان وضع شده چون نجوم به وسيله آن مى چرخند .
توضيح : تا اين جا امام ( ع ) سه اعتراف از شخص هندى گرفته است كه انسان ها و جريان حضور مردم ، ازلى نيست : خود زمين مقدم بر وجود انسان است . نجوم كه به نظر او نحوست و سعادت و ولادت مردم را تعيين مى كنند مقدم بر مردم هستند . و فلك كه مقدم بر خود نجوم است .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٨