بر حيوانى از نوع خود ستم كند از منظر عدالت خداوند پنهان نيست و در همين دنيا به مجازات تكوينى خواهد رسيد . « 1 »
در نظر خداوند ، پست ترين موجود در نوع خودش ، آن است كه بدترين رفتار را در نوع خود داشته باشد .
انسان فاقد عقل در ميان هم موجودات فاقد عقل از همه پست تر است . زيرا او خطر ناك تر از حيوان است و بقول قرآن ، اسفل سافلين است .
مجلسى مى خواهد حديث را در اين بستر معنى كند و آن منافات را بدين گونه بر طرف كند .
مشاهده مى كنيم كه مرحوم علامه مجلسى حتى در وجه دوم نيز كارى با مغفرت اخروى و بهشت ، ندارد . تا مرحوم علامه طباطبائى بفرمايد : « لا بغض تشريعى بمعنى تبعيده من المغفرة و الجنّة » .
هامش
( 1 ) - ناصر خسرو ، همين مجازات بى عقلان را براى عاقلان ، حجّت مى آورد :چو بد كردى مشو ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات
به چشم خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مرغى مرغك راه
هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغ ديگر آمد كار وى ساخت