1 - امام بايد از آل محمد ( ص ) باشد . زيرا پيامبر ( ص ) چنين وصيت كرده است .
2 - امام از جانب خداوند معيّن نمى شود و « حجة من عند الله » نيست .
و لازم اين ، انكار عصمت و انكار ولايت و علم غيب امام است .
3 - اين بيعت است كه « مُعطى سِمت » است با بيعت خودمان سِمت امامت را به هر كدام از آل پيامبر ( ص ) بدهيم ، او امام و واجب الطاعه ، مىشود .
شعار « الرضّى من ال محمد » - امامت را به هر كس از آل محمد ( ص ) كه از او راضى باشيم مى دهيم - اولين بار در قيام زيد ، محور نهضت قرار گرفت . و نهضت خراسان كه يك نهضت شيعى بود بر اساس همين شعار ، امامت را به آل عباس ( كه خود را آل محمد مى دانستند ) اعطاء كرد .
اين جريان ( جريان اخلال ) در زمان خلافت مهدى عباسى به جريان انكار كه در زير مى آيد ، ملحق شد و در زمان متوكل رسماً و عملًا با آن به وحدت رسيد « 1 » .
انكار : بخش ديگر از مسلمانان كه اساساً به اصلى به نام « امامت » معتقد نيستند .
دربار اخلال و انكار نيز بديهى است كه اكثريت قاصر هستند نه مقصر . و اساساً دو واژ اخلال و انكار هر دو مصدر باب افعال هستند ؛ يعنى آن افراد كه به طور دانسته ايجاد خلل كنند و يا به طور دانسته زير بار اصل امامت نروند .
شرحى دربار سخن علامه طباطبائى : 1 - مراد از مخالفين ، مسلمانان غير شيعه است و مراد از ناصبى در زير خواهد آمد .
هامش
( 1 ) - شرح اين موضوع مهم در « مكتب در فرايند تهاجمات تاريخى » سايت بينش نوwww . binesheno . com .رعايت حق تقدم : اصطلاح « سنى » يا « اهل سنت » تا زمان مهدى عباسى در ميان مسلمانان نبود ، او اين اصطلاح را به وجود آورد . گمان مى كردم كه من اولين كسى هستم كه به اين موضوع رسيده ام ، عموى دانشمندم مرحوم آية الله محمد امين رضوى گفت كه مرحوم آية الله سيد مهدى روحانى قبلًا اين مسئله را كشف كرده است .