بنابراين ، محور سخن اين حديث چيز ديگر است و محور حديث شماره 7 كه بحثش گذشت ، چيز ديگر . دو محورى كه نقيض همديگر هستند .
نه تنها هيچ ارتباطى با هم ندارند متناقض هم هستند .
3 - دو حديث ( شماره 36 و 39 ) نيز با اين حديث همگن هستند . و بقى حديث هاى فراوان ، با حديث شماره 7 همگون هستند .
4 - مجلسى كاملًا توجه دارد كه اين حديث در موضوعى بحث مىكند كه غير از موضوع حديث شماره 7 است . اين دو حديث را در يك بستر قرار نمى دهد . تنها به دو پرسش جواب مىدهد :
يك : كسانى كه افضل از ملك مقرب ، نبىّ مرسل و مومن ممتحن هستند ، كيستند ؟
مى گويد : لعلّ آنان امامان بعدى هستند .
دو : مراد از « حديث ما » كه تحمل آن به اين حد سخت و دشوار است ، چيست ؟
مى گويد : امور غريبه است .
علامه طباطبائى به دوگانگى محور و موضوع دو حديث توجه نمى كند و هر دو حديث را به محور يك موضوع قرار مىدهد و مى گويد : مراد از « حديث ما » كه تحمل آن سخت و دشوار است ، مرتب عاليه توحيد است كه مختص به پيامبر ( ص ) و آل ( ع ) است .
و مى فرمايد : مراد « امور » غريبه كه مجلسى گفته ، نيست .
علامه مجلسى از « حديث ما » با امور غريبه تعبير مىكند .
علامه طباطبائى آن را به « مرتب عاليه توحيد » تفسير مىكند .
بديهى است همان مرتبه عالى توحيد ، براى امثال ما ، امرى است غريب ، و مراتب آن چنانى براى ما امورى است غريبه . زيرا چيزى كه براى ملك مقرب و نبىّ مرسل ، قابل تحمل نباشد براى ماها و بزرگان ماها ( مانند مجلسى و طباطبائى ) غريب است ، بى ترديد .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٧