اما ديديم كه مرحوم كلينى ( ره ) عنوان باب را « جهات علم ائمه » گذاشته است و علم آنان را از سرچشمه هاى متعدد مىداند .
بنابراين گلوگاه هم اين مباحث ، همان بحث مبنائى است كه آيا علم رسول اكرم ( ص ) منحصر به وحى بوده ، يا خداوند از طريق هاى ديگر نيز علوم را به او اعطا كرده است از جمله طريق تكوينى و آفرينشى و اعطاى استعداد علم برتر در خلقت وجود آن حضرت - ؟ - ؟
به عبارت ديگر : با صرف نظر از وحى ، آيا علم آن حضرت با علم ديگر افراد ( يا با علم نوابغ ) مساوى و يا همسنخ است ؟ يا با صرف نظر از آن چه از وحى گرفته ، خودش نيز داراى علوم وسيعى بوده است ؟
درست است : قرآن
« تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
« 1 »
»
است و علوم همه چيز در قرآن هست . اما رسول خدا مبيّن همان تبيان است
« لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
« 2 »
»
. آيا پيامبر ( ص ) كه بيان كننده قرآن است ، استعداد و توان همين بيانگرى را نيز از قرآن آموخته است ؟ يا خداوند او را به حدى مستعد و توانمند و عالم آفريده بود كه توان تبيانِ تبيان را داشت ؟
روشن است مثلًا كسى كه مى خواهد خانه اى را بسازد ، بنّائى به كار نمى گيرد كه علمى به بنّائى ندارد . هيچ كس كارى را به كسى كه دانش آن را ندارد نمى سپارد ، اگر چنين كارى را بكند غير عقلانى است . قرآن به همين مسئله دربار خداوند تصريح كرده ليكن چون خداوند خالق عقل است و كار او بالاتر از عقل است مى فرمايد
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
« 3 »
»
: چرا توقع وقار از خداوند نداريد ؟ و خداوند كارى را به كسى كه دانش لازم براى آن كار را ندارد ، واگذار نمى كند . وسعت علم و دانش پيامبر ( ص ) به حدى بوده كه قرآن
هامش
( 1 ) - سوره نحل ، آيه 89 .
( 2 ) - سوره نحل ، آيه 44 .
( 3 ) - سوره نوح ، آيه 13 .