بررسى : 1 - در ترجمه حديث ، بخش مورد نظر مرحوم طباطبائى را با كلمه « وانگهى » به صورت يك پاراگراف مشخص آوردم ، تا منظور آن مرحوم مشخص باشد .
2 - اين برداشت به عنوان يك « برداشت » ايشان ، كاملًا محترم . ليكن در جمله اخير كه مى فرمايد : « كما هو ظاهر : همانطور كه روشن است » . جاى درنگ دارد . زيرا دليلى بر اين تفكيك وجود ندارد . گويا ايشان با توجه به كلمه « محال » ، اين سخن را فرموده است چون هيچكدام از صورت هاى چهارگانه محال نيستند .
ايشان لفظ محال را به معنى « عدم امكان » فلسفى ، معنى كرده اند كه از ريش « حَوَل » و با ضمّ ميم ، است . و توجه نفرموده اند كه اين لفظ با كسر ميم و از ريش « مَحَلَ » و به معنى « كيد و مكر » است .
يعنى : هم صورت هاى چهارگان مذكور ، همراه با مكر و كيد است .
با توجه به معنى درست كلمه ، پيام حكيمان سخن ، روشن مىشود و نشان مىدهد كه سخن امام ( ع ) است . و مهم تر اين كه در همين بخش از حديث است كه معيار مناظر مشروع و مناظره نا مشروع ، تعيين شده است . و چه زيبا فرموده است :
معيار : مناظره اى كه در آن ، كيد و مكر باشد ، نا مشروع و سزاوار دانش و اهل دانش ، نيست .
و نام چنين مناظره اى « مِراء » است و شرع نيز آن را بشدت نكوهش و تحريم كرده است .
اما مناظره اى كه در آن كيد و مكر نباشد ، مناظر مشروع است و اسلام نيز بر آن تشويق كرده ، بل در مواردى آن را واجب دانسته است .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٣