[ بخش اول ]
[ مقدمه ]
هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة ؛ و با شروا روح اليقين ؛ و استلانوا ما استوعره المترفون ؛ و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون ؛ و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى ؛ اولئك خلفاء الله فى أرضه ؛ و الدّعاة إلى دينه .
آه آه ؛ شوقا إلى رويتهم .
( امير المؤمنين عليه السّلام ؛ حكمت 147 از نهج البلاغه ) امواج علم بر اساس حقيقت ادراك و بصيرت بر آنها هجوم برد و به يكباره آنان را احاطه نمود . و جوهرهء ايمان و يقين را بجان و دل خود مسّ كردند .
و آنچه را خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند ، نرم و ملايم و هنجار انگاشتند . و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند ، انس گرفتند .
فقط با بدن خاكى خود همنشين دنيا شدند ، با روحهائى كه به بلندترين قلّه از ذروهء قدس عالم ملكوت آويخته بود .
ايشانند در روى زمين جانشينان خدا ؛ و داعيان بشر بسوى دين خدا .
آه آه ؛ چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم ؟