تجربيّه و طبيعيّه حتّى اطبّاء و أهل هيئت و نجوم ؛ مىخواهند علوم خود را بر قرآن فرودآورده ؛ و از قرآن سندى و شاهدى براى خود دريافت دارند .
و چه بسا بعضى از آنان تفسيرهاى تمام بطور دوره ؛ و بعضى تفسيرهاى موضوعى در اين گونه امور نوشتهاند .
اين گونه عمل ، در حقيقت ؛ قرآن را مسخ مىكند ؛ و بهعبارتديگر قرآن را مىكشد ؛ و فاقد ارزش و اعتبار مىكند .
معناى قرآن را بايد از خودش گرفت ؛ و در الميزان اين روش بنحو اكمل رعايت شده است .
و ديگر از مختصات اين تفسير مراعات معانى كليّه براى الفاظ موضوعه است ؛ نه خصوص معانى جزئيه طبيعيّه و مادّيهء مأنوسهء با ذهن انسان ؛ و ديگر آنكه موارد جرى و تطبيق را مشخّص و از متن مدلول مطابقى آيات جدا مىكند .
و ديگر از مختصّات اين تفسير ، ورود در بحثهاى مختلف ، علاوه بر بيانهاى قرآنيّه است : بحثهاى روائىّ ، اجتماعىّ ، تاريخىّ ، فلسفى ، علمىّ كه هريك جداگانه ، بدون آنكه مطالب در هم آميخته و موضوعات با يكديگر خلط و مزج شوند ، رعايت شده است .
و بر همين پايه ، بطور مستوفى از مسائل امروز جهان و آراء و افكار ، و مكتبها و ايدهها بحث كافى شده ؛ و با قانون مقدّس اسلام تطبيق ؛ و مواقع جرح و تصويب و ردّ و ايراد ؛ و يا نفى و اثبات مشخّص گرديده است ؛ و از اشكالات و ايرادهاى وارده بر قانون مقدّس اسلام كه از ناحيه مكتبهاى شرقىّ و غربىّ و الحاد و كفر ناشى شده ؛ و به سرزمينهاى اسلامى سرايت كرده است ؛ بنحو اكمل پاسخ داده ؛ و مواضع ضعف و نقاط ابهام و مغلطه را روشن ساخته است .
و بطور كلّى قرآن را طبق آيات قرآن :
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
( آيهء 13 از سورهء 86 طارق ) و يا آيهء :
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ - لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
( آيهء 41 و 42 از سوره 41 فصّلت ) و نظاير اين آيات ، ميزان و محور حقّ و اصالت و واقعيّت قرار داده ؛ و بقيّهء آراء و