قوس نزول و صعود انسان در مدارج كمال 155
در باقى بودن أعيان ثابته در هنگام فناء در ذات احديّت 157
در معناى انيّت بينى و بينك إنّيّي ينازعنى 158
در معناى آيهء حرّم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن 160
در وحدت جبرائيل و كيفيّت ربط او با موجودات كثيره در دنيا 162
در معناى فناء فى الله و معناى فدا شدن و حقيقت نيستى و خلع لباس تعيّن 165
تمام موجودات رو بعالم فنا مىروند و چيزى جز خداوند نيست لا هو إلّا هو 167
اگر اعيان ثابته از بين برود ، معناى فناى موجود در خدا صدق نمىكند 169
در معناى غزلهائى كه خود علّامه دربارهء فناء فى اليه سرودهاند 170
در معناى سجود عالم سواد و عالم خيال و عالم بياض در حقّ تعالى و تقدّس 172
در حقيقت سوخته شدن پروانه در شمع ؛ و مادر در آتش و فناى اشياء 174
در اينكه آيا در حال فنا ضمير ، باقى مىماند يا آن هم از بين مىرود ؟ 174
چون بگوئيم : زيد فانى شد بايد زيدى باشد و گرنه فانى شد صادق نيست 175
در حقيقت معناى و ما رميت إذ رميت و لكنّ اللّه رمى 180
در بيان وارد در فتوحات مكّيّه راجع به بقاء اعيان ثابته در حال فنا 182
در تبديل و تبدّل هويّات مثل پروانه شدن كرم آب و معناى كريمه شريفه :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
183
در حقيقت معناى آيه و إليه تقلبون 186
در حقيقت رجوع حملهاى زيد فانى شد و كرم آب پروانه شد و غير ذلك 187
در معناى كان الله و لم يكن معه شىء و الآن كما كان 189
بالأخره در تمام اقسام فناء ، ضميرى باقى مىماند تا فناء صدق كند و آن ضمير عبارت از اعيان ثابته مىباشد 191
استدلال شيخ عبد الكريم جيلى به آيه و إليه تقلبون در فناى جميع موجودات 193
معناى فناء انسان اندكاك در هستى خدا و رفع تعيّن و مشاهدهء حقّ جمال خود را 194
وحدت حقّه ذات احديّت هيچگونه تعيّن و تقيّدى برنمىدارد 196
در معناى رباعى خمريّه : رقّ الزّجاج و رقّت الخمر 199