تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
قوس نزول و صعود انسان در مدارج كمال 155 در باقى بودن أعيان ثابته در هنگام فناء در ذات احديّت 157 در معناى انيّت بينى و بينك إنّيّي ينازعنى 158 در معناى آيهء حرّم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن 160 در وحدت جبرائيل و كيفيّت ربط او با موجودات كثيره در دنيا 162 در معناى فناء فى الله و معناى فدا شدن و حقيقت نيستى و خلع لباس تعيّن 165 تمام موجودات رو بعالم فنا مىروند و چيزى جز خداوند نيست لا هو إلّا هو 167 اگر اعيان ثابته از بين برود ، معناى فناى موجود در خدا صدق نمىكند 169 در معناى غزل‌هائى كه خود علّامه دربارهء فناء فى اليه سروده‌اند 170 در معناى سجود عالم سواد و عالم خيال و عالم بياض در حقّ تعالى و تقدّس 172 در حقيقت سوخته شدن پروانه در شمع ؛ و مادر در آتش و فناى اشياء 174 در اينكه آيا در حال فنا ضمير ، باقى مىماند يا آن هم از بين مىرود ؟ 174 چون بگوئيم : زيد فانى شد بايد زيدى باشد و گرنه فانى شد صادق نيست 175 در حقيقت معناى و ما رميت إذ رميت و لكنّ اللّه رمى 180 در بيان وارد در فتوحات مكّيّه راجع به بقاء اعيان ثابته در حال فنا 182 در تبديل و تبدّل هويّات مثل پروانه شدن كرم آب و معناى كريمه شريفه :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
183 در حقيقت معناى آيه و إليه تقلبون 186 در حقيقت رجوع حمل‌هاى زيد فانى شد و كرم آب پروانه شد و غير ذلك 187 در معناى كان الله و لم يكن معه شىء و الآن كما كان 189 بالأخره در تمام اقسام فناء ، ضميرى باقى مىماند تا فناء صدق كند و آن ضمير عبارت از اعيان ثابته مىباشد 191 استدلال شيخ عبد الكريم جيلى به آيه و إليه تقلبون در فناى جميع موجودات 193 معناى فناء انسان اندكاك در هستى خدا و رفع تعيّن و مشاهدهء حقّ جمال خود را 194 وحدت حقّه ذات احديّت هيچ‌گونه تعيّن و تقيّدى برنمىدارد 196 در معناى رباعى خمريّه : رقّ الزّجاج و رقّت الخمر 199
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 308 | السيد محمدحسين الطباطبائي