روشن بود و مرحوم قاضى به مجرد استتار قرص ، افطار مىكردهاند .
در دههء اوّل و دوّم ماه رمضان ، مجالس تعليم و انس در شبها بود ؛ در حدود چهار ساعت از شب گذشته شاگردان بمحضر ايشان مىرفتند و دو ساعت مجلس طول مىكشيد ؛ ولى در دههء سوّم مجلس تعطيل بود و مرحوم قاضى ديگر تا آخر ماه رمضان ديده نمىشدند ؛ و هر چه شاگردان بدنبال ايشان مىگشتند در نجف ، در مسجد كوفه ، در مسجد سهله ، و يا در كربلا ، ابدا اثرى از ايشان نبود ؛ و اين رويّهء مرحوم قاضى در همهسال بود تا زمان رحلت .
مرحوم قاضى در لغت عرب بىنظير بود ؛ گويند چهل هزار لغت از حفظ داشت ؛ و شعر عربى را چنان مىسرود كه اعراب تشخيص نمىدادند سرايندهء اين شعر عجمى است .
روزى در بين مذاكرات ، مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبد اللّه مامقانى رحمة اللّه عليه به ايشان مىگويد : من آنقدر در لغت و شعر عرب تسلّط دارم كه اگر شخص غير عرب ، شعرى عربىّ بسرايد من مىفهمم كه سراينده عجم است ؛ گرچه آن شعر در اعلى درجه از فصاحت و بلاغت باشد .
مرحوم قاضى يكى از قصائد عربى را كه سرايندهاش عرب بود شروع به خواندن مىكند ؛ و در بين آن قصيده از خود چند شعر بالبداهه اضافه مىكند ؛ و سپس به ايشان مىگويد : كدام يك از اينها را غير عرب سروده است ؟ و ايشان نتوانستند تشخيص دهند .
مرحوم قاضى در تفسير قرآن كريم و معانى آن يد طولائى داشت ؛ و مرحوم استاد ما علّامه طباطبائى مىفرمودند : اين سبك تفسير آيه به آيه را مرحوم قاضى بما تعليم دادند ؛ و ما در تفسير از مسير و ممشاى ايشان پيروى مىكنيم ؛ و در فهم معانى روايات وارده از ائمّه معصومين ذهن بسيار باز و روشى داشتند ؛ و ما طريقهء فهم احاديث را كه فقه الحديث گويند از ايشان آموختهايم .
[ در تربيت عرفانى علّامهء طباطبائى نزد استاد قاضى رضوان الله عليهما ]
مرحوم قاضى در تهذيب نفس و اخلاق و سير و سلوك در معارف الهيّه ، و واردات قلبيّه ، و مكاشفات غيبيّه ، سبحانيّه ، و مشاهدات عينيّه ، فريد عصر و حسنهء دهر و سلمان زمان و ترجمان قرآن بود .
چون كوهى عظيم سرشار از اسرار الهى بود ؛ و به تربيت شاگردان در اين