به تأويلى كه خضر براى موسى كرده دلالت ندارد و همچنين در آيه
« وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ »
اين دو جمله دلالت لفظى بر وضع اقتصادى مخصوص كه تأويل امر است ندارد .
و همچنين در آيه
« فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ »
دلالت لفظى بر تأويل خود كه وحدت اسلامى است ندارد و اگر در ساير آيات دقت كنيم امر از همين قرار مىباشد .
بلكه در مورد خوابها تأويل خواب حقيقتى است خارجى كه در صورت خاصى براى بيننده خواب جلوه كرده ، همچنين در قصه موسى و خضر تأويلى كه خضر اظهار مىكند حقيقتى است كه كارهائى كه انجام داده از آن سرچشمه مىگيرد و خودكار به نحوى بتأويل خود متضمن است و در آيهاى كه بدرستى كيل و وزن امر مىكند تأويل آن يك حقيقت و مصلحتى است عمومى كه اين فرمان تكيه به آن دارد و به نحوى تحققدهنده او است و در آيه رد نزاع به خدا و رسول نيز به همين قرار است .
بنابراين تأويل هر چيزى حقيقتى است كه آن چيز