شده است : « ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الى سبعة ابطن » روشن مىشود « 1 » .
بنا بر آنچه گذشت قرآن مجيد ظاهر دارد و باطن ( يا ظاهر و بطن ) كه هر دو از كلام اراده شدهاند جز اينكه اين دو معنى در طول هم مرادند نه در عرض همديگر نه اراده ظاهر لفظ اراده باطن را نفى مىكند و نه اراده باطن مزاحم اراده ظاهر مىباشد :
و - چرا قرآن مجيد از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته ؟
1 - انسان در زندگى ابتدائى خويش كه دنيوى و موقتى است مانند يك حبابى خيمه هستى خود را روى درياى بيكران ماده زده در همه فعاليتهائى كه در مسير وجود مىكند سر سپرده امواج خروشان اين درياى بيكران است و سر و كار با ماده دارد .
حواس بيرونى و درونيش به ماده و ماديات مشغول و افكارش نيز پايبند معلومات حسىاش مىباشد ، خوردن و
هامش
( 1 ) تفسير صافى مقدمه 8 و سفينة البحار ماده « بطن » .