آيندهء درخشانى را براى وى پيش بينى مىنمودند .
او از همان روزى كه به محضر استاد راه يافت موجب اعجاب و تحسين او و همدرسانش گرديد .
شريف رضى به نوشتهء « ثعالبى » ، از سنّ ده سالگى شعر مىسرود ، و مقام ادبى او از همهء شاعران آل ابى طالب ، بلكه از تمامى شعراى قريش والاتر بود ، ولى قرآن مجيد را بعد از سن سى سالگى در مدتى كوتاه از حفظ كرد و معلومات بس فراوانى داشت ، او همچنين عالم و نويسنده و شاعرى گرانقدر بود . « 1 » هنگامى كه پدر سيد رضى را از « قلعهء شيراز » ( كه عضد الدوله او را زندانى كرده بود ) به بغداد بردند ، سيّد 9 ساله بود ، او كه پدر را بىاندازه دوست مىداشت و همواره منزلت و علوّ مقام او را مىنگريست ، زبان به ستايش او گشود و قصيدهاى بپرداخت كه شعر اوّل آن اين است :
طلوع هداه الينا المغيب * و يوم تمزق عنه الخطوب
و پدر به پاس آن استعداد عالى و ذوق بىنظير ، هديه و صلهاى به فرزندش بخشيد ولى سيد رضى نپذيرفت و گفت اى پدرجان ! من اين شعر را از علاقه و عشقى كه به تو داشتم سرودم نه به خاطر جايزه و صله . « 2 »
شكوفائى شريف رضى
شريف رضى در علم حديث ، استاد و چهرهء درخشانى از
هامش
( 1 ) كتاب آل بويه صفحه 298
( 2 ) كاخ دلاويز صفحه 10 و 11