مقدّمه مؤلّف
بدان كه آدمى مركّب است از دو چيز : يكى اين بدن ظاهر كه آن را تن گويند ؛ و مركّب از عناصر اربع « 1 » و از جنس اين عالم است . و ديگر ، نفس كه آن را روح و جان و عقل و دل نيز گويند ؛ و آن ، جوهر مجرّدهى « 2 » است از عالم ملكوت « 3 » ؛ و به سبب همين گوهر است كه آدمى بر ساير حيوانات ترجيح دارد . و آدمى را به سبب اين دو جزء ، المى و لذّتى و محنتى و راحتى مىباشد . آلام بدن عبارت است از امراض و بيمارىها . و علم طب ، موضوع است از براى بيان آن امراض و معالجات آن ها . و بيمارىهاى روح عبارت است از اخلاق رذيله كه موجب هلاكت سرمديّه « 4 » است و صحّت روح ، اتّصاف اوست به اوصاف قدسيّه . پس همچنان كه آدمى در امراض تن محتاج است به طبيب و شُرب دوا و پرهيز براى تصحيح تن و بازنماندن او از لذّات خسيسهى جِماع و غذا و امثال اينها ؛ پس در دفع