و علماى مسلمان چه ايستارى در اين خصوص براى خود برگزيدهاند ؟ و چه شده است كه در برابر طاغوتان اقتصادى و متكاثران و مترفان و گرگهاى بازار و نرخگذارى و بازارهاى سياه ، و نيز در برابر كسانى كه در سامانيابى امور دسيسه و تزوير مىكنند ، سكوت اختيار كردهاند ؟ چرا در اين فساد كبير كلمه اى از دهان ايشان بيرون نمىآيد ؟ و چگونه راه را براى گروههاى ياد شده باز مىگذراند تا به احتكار و نرخگذارى ساختگى و ايجاد تورّم و مكيدن خون مردم دست يازند ؟ و در نتيجه تودهء مردم ناگزير از آن باشند كه براى زندگى خويش بهايى چندين برابر ارزش حقيقى كالاى مصرفى بپردازند ، و در نتيجه ، امر بر خانواده ها و جوانان آنها دشوار شود و بدون همسر و خانه باقى بمانند ، و گرفتار اوضاعى و احوالى شوند كه سبب فشارهاى روحى و بىبندوباريهاى اخلاقى و سقوطهاى پياپى مىشود .
روايت كردهاند كه رسول خدا « ص » فرمود :
« من تزوّج فقد أحرز نصف دينه ، فليتّق الله في النّصف الباقي « 1 »
( 1 ) هر كس همسر اختيار كند ، نيمى از دين خويش را حفظ كرده است ، پس بايد نيم ديگر را با تقوى پيشگى حفظ كند » .
و اين حديث نيز از چيزهايى است كه « نقش هزينه هاى مادّى زندگى را در حيات روحى » آشكار مىسازد ، چه محفوظ ماندن نصف دين مرد ( يا زن ) را منوط به ازدواج دانسته است . و ازدواج مستلزم هزينه هايى است ، پس واجب است كه به ناداران و نيازمندان كمك شود و وسايل تأمين هزينه هاى گوناگون - از جمله ازدواج - ايشان فراهم آيد ، تا در نتيجهء آن بتوانند از « دين » خود حراست كنند و متعهّد به آن باشند ، و جامعه بتواند مدّعى باشد كه اسلامى است ، و حاكميّت اگر بگويد اسلامى است بتوان پذيرفت .
ج - بستر و اسباب خانه
هامش
« 1 » . « سفينة البحار » 1 / 561 .