بايد همچون افزار و وسيله اى براى زندگى و نيازمنديهاى آن در دسترس همگان قرار بگيرد .
اين اصل ، يعنى وسيله و افزار بودن مال - نه هدف اصلى بودن - در بسيارى از آيات و احاديث مورد تأكيد و تبيين قرار گرفته است ، كه مقدارى از آنها را پيش از اين در فصلهاى مناسب اين دو باب آوردهايم .
پس بنا بر اين اصل ، كه مال جايگاهى خاص و ابزارى دارد ، و واجب است كه در همين جايگاه قرار گيرد و از آن بيرون نرود و به جايى ديگر نلغزد ، به اين نتيجه مىرسيم كه براى استفادهء درست از مال و خرج كردن صحيح آن ، بيش از دو راه وجود ندارد :
( 1 ) - تأمين معيشت به صورتى مقتصدانه ، و با ميانه روى .
( 2 ) - انفاق كردن باقى مال ، يعنى آنچه افزون بر انواع نيازهاى مناسب بر جاى مىماند .
و اين مقياسى اساسى است براى زندگى انسان مسلمان و خوشبختى اجتماع ، و برگرفته است از حديث پيامبر اكرم « ص » كه مىفرمايد :
« طوبى لمن أنفق القصد و بذل الفضل « 1 »
( 1 ) خوشا به حال كسى كه با ميانه روى خرج كند و باز ماندهء مال را به ديگران ببخشد » . جهت نخست از دو جهت ياد شده براى مصرف درست مال مشتمل است بر :
( 1 ) - معيشت فردى .
( 2 ) - معيشت خانوادگى .
و جهت دوّم مشتمل است بر :
( 1 ) - انفاق كردن براى رفع نيازمنديهاى اجتماعى .
( 2 ) - انفاق كردن براى رفع نيازمنديهاى حكومت اسلامى .
و انفاق ( هزينه گذارى ) دوّمى مشتمل است بر :
هامش
« 1 » . « كافى » 8 / 169 .