فصل اول در كيفيّت وجود عناصر « 1 » كه اصولاند
واجب « 2 » الوجود تعالى و تقدّس بكمال قدرت ازلى ، و علم لم يزلى ، بعد از ايجاد عالم ارواح و ملائكه و افلاك و متحرّكات آن « 3 » ، در جوف فلك قمر كه عالم سفليست ، چهار عنصر بيافريد كه اصول مفردات و مركباتاند ، كه حيّز ايشان عالم كون و فساد است . و آن خاك است و آب و هوا و آتش . و هريك را از ايشان « 4 » حيّزى خاص و طبيعتى « 5 » مخصوص اعطا كرد ، بدان وجه كه ما دام كه در حيّز « 6 » خويش باشند ساكناند « 7 » .
و چون بقهر و قسر از آن حيّز دور باشند ، طبيعت هريك اقتضاء آن كند كه مائل باشند بحيّز طبيعى خويش « 8 » . حيّز « 9 » طبيعى خاك مركز عالم است .
هامش
( 1 ) - ع : كيفيت عناصر
( 2 ) - ب : حضرت واجب
( 3 ) - « آن » در : ن ، ج ، نيست
( 4 ) - ن ، ج : و هريكى را از ايشان - ب : و هريك را از اينان
( 5 ) - ع : و طبعى
( 6 ) - ع : در حد
( 7 ) - ع : آرميدهاند
( 8 ) - ع : مائل حيز طبيعى خويش شوند .
( 9 ) - ع : و حيز