اما بعد چنين گويد محرّر و مؤلّف اين كتاب « 1 » ، محمد بن محمد بن الحسن « 2 » الطوسى تغمّده اللّه برحمته « 3 » كه پادشاه جهان مادهء امن و امان « 4 » ، از اين ضعيف التماس « 5 » كرد ، كه تأليفى مىبايد پرداخت « 6 » در معرفت انواع جواهر معدنى و غير آن « از چيزهاء طرايف كه به حضرت ما مىآورند ، » « 7 » و كيفيّت تولّد ، و سبب حدوث آن « 8 » از بهترين و بدترين و شبه هريك ، و خاصيّت و قيمت آن ، و محافظتشان ، به شرحى « 9 » تمام بنويس ، و بما عرضه دار « 10 » . و چون استعداد آن پادشاه « 11 » در تحصيل شرف نفس و تشوّق « 12 » او بحكمت تفرّس مىنمودم ، و صدق « 13 » رغبت او به اين علم شريف مىدانستم ، اين كتاب جمع كرده شد « 14 » ، از گفتار حكماء متقدّم « 15 » ، و آنچه اين بنده « 16 » را بتجربت معلوم شده [ بود ] به حكم ممارست . و آنچه از معتمدان و اصحاب تجارب بطريق تسامع معلوم شده است ، بدان الحاق كرد « 17 » . و اين كتاب را تنسوخنامهء « 18 » ايلخانى نام نهاد « 19 » چه هرچه به خدمت پادشاهان تنسوق « 20 » آورند ، آنجا « 21 » ياد كرده شود . ان شاء اللّه تعالى [ كه ] به نظر بزرگوار « 22 » ملحوظ گردد ، و بسمع رضا اصغا فرمايد « 23 » .
هامش
( 1 ) - ب : افزوده : نصير الدين
( 2 ) - ج ، م : الحسن - ع ، ب ، ن :
الحسين ؟
( 3 ) - ع : نور اللّه قبره
( 4 ) - ب : افزوده : هلاكو خان
( 5 ) - ع :
درخواست
( 6 ) - ب : بايد ساخت - م ، ج ، ن : بايد كرد .
( 7 ) - فقط در : ع ، است
( 8 ) - ع : و كيفيت معرفت انواع آن
( 9 ) - ع : محافظت ايشان شرحى - ب :
محافظت آن به شرحى
( 10 ) - م : عرض دار
( 11 ) - ع : از پادشاه
( 12 ) - ب : و تشويق
( 13 ) - ع : و هدف ؟
( 14 ) - م : كردم
( 15 ) - ب : متقدم - ع : ما تقدم
( 16 ) - ع :
ضعيف
( 17 ) - م : كردم
( 18 ) - م ، ن : تنسوقنامه
( 19 ) - ع : نهادم
( 20 ) - ع :
پادشاه بتانسوخ
( 21 ) - ن ، ج : در آنجا
( 22 ) - ب : بزرگان
( 23 ) - ب : فرمايند