فصل در ( معرفت و ) صفت عود و خواص او « 1 »
[ عود ] انواع بسيار « 2 » است . و هر عودى « 3 » كه بر سر آب آيد سخت « 4 » بد باشد . بايد « 5 » كه محكم و چرب و شيرين « 6 » و نسو باشد .
« و بوى او « 7 » » بر آتش پايدار بود ، و چون بر آتش نهند « 8 » از اوّل تا آخر ( بوى او ) يكسان بود ، ( و ) به آخر كه سوخته شود « 9 » بوى او ناخوش نشود « 10 » .
عود جاوى « 11 » [ هم ] نيكو باشد . از همه بهتر عود قمارى باشد « 12 » ، كه همه صفات نيكى درو جمع است « 13 » .
خاصيت عود بدماغ و اعصاب سود دارد ، و قوّت دل دهد . ( و ) در
هامش
( 1 ) - ع : و خاصيت او
( 2 ) - كلمهء ( بسيار ) تنها در - ع - است
( 3 ) - ج ، ن ، م ، ب : عود
( 4 ) - ع : بغايت
( 5 ) - ( بايد ) در - م - نيست
( 6 ) - ع : ستبر
( 7 ) - ب : و بوى آن - ج ، ن ، م : و بر آتش بوى آن : در - ب - نيست
( 8 ) - ع : بر آتش بايد آزمود و بر آتش بوى او
( 9 ) - ع : به آخر سوختگى
( 10 ) - ب : ناخوش گردد و - ج ، ن : مغشوش نشود
( 11 ) - م : و عود
( 12 ) - ع : و از همه انواع عود قمارى بهتر بود
( 13 ) - ج ، ن ، م ، ب : جمعاند .