و مىگويند « 1 » در تركستان شهريست كه افراسياب ساخته است « 2 » ، آنجا دهنهء سرخ است برنگ ياقوت . امّا « 3 » بهترين فرنگى باشد .
آنچه « 4 » شيرين باشد در ولايتهاء شام و فرنگ از آن قدحها و پيش زينها و كمرها سازند . و عزّتى در آن ولايتها ندارد . و چون روغن زيت در دهنه مالند لون او سبزتر شود .
و اگر خواهند كه بغايت رنگين شود ، بگيرند پارهء سركه ( بغايت ) ترش و برو ريزند ، و در ميان خمير كنند ، و در زير خاكستر بنهند ، كه هنوز آتش در وى باقى باشد ، و زمانى بگذارند ، آنگه برون كنند ، و بشويند بغايت رنگين و باطراوت شود . « باذن اللّه تعالى . » « 5 »
سخن در « 6 » خاصّيّت « 7 » دهنج
خاصّيّت « او آن بود كه آنچه » « 8 » شيرين باشد ، چشم را سود « 9 » دارد . و رگهاء برخاسته را بنشاند ، و آبله از چشم ببرد « 10 » ، و روشنى بيفزايد .
و گفتهاند كه دهنهء ترش زهر است ، اگر در دهان گيرند مضرّت زهر كند . و كژدم گزيده را به سركه سوده « 11 » طلى كنند ، درد
هامش
( 1 ) - ع : چنان كه مىگويند
( 2 ) - ( است ) در م : نيست
( 3 ) - م : اما دهنه
( 4 ) - ج ، ن : و آنچه
( 5 ) - تنها در ع : است - و اين فصل كه در معرفت دهنج است در نسخهء ب : نيست
( 6 ) - ( سخن در ) در ج ، ن : نيست
( 7 ) - م : خواص - ب : در خواص
( 8 ) - ع : دهنج آنست كه هرچه
( 9 ) - ب : نفع
( 10 ) - م ، ب :
چشم را ببرد - ج ، ن : چشم ببرد
( 11 ) - ( سوده ) تنها در ع : است .