مثلا در علم الهى پس از اثبات خدا ، علم خداوند اثبات مىگردد ، سپس علم خدا كه تصوّر مركّبى است در موضوع مسألهء چگونگى علم خدا به جزئيات قرار مىگيرد . « 1 »
مقدّمه سوم : مسائل
مسائل عبارت از قضايايى مىباشند كه در يك علم اثبات مىگردند . از اين رو موضوع مسائل يك علم داراى ارتباطى مستقيم با موضوع خود علم است . به گزارش حكيم متألّه خواجه نصير الدين طوسى حصر عقلى نسبت موضوع مسائل به موضوع علم به شرح زير است :
الف : موضوع مسأله همان موضوع علم است « 2 » مانند : جسم متغيّر در زمان واقع است .
ب : موضوع مسأله داخل در موضوع علم است كه بر دو گونه مىباشد :
1 - موضوع مسأله جز موضوع علم است ، مانند : جسم قابل تجزيه نامتناهى است .
2 - موضوع مسأله نوع موضوع علم است ، مانند : آتش خفيف بالطبع است .
ج : موضوع مسأله خارج از موضوع علم است كه در اين صورت بر دو گونه كلّى مىباشد .
1 - موضوع مسأله يا عرض ذاتى موضوع مىباشد - مانند : حركت قابل
هامش
( 1 ) . يكى از لطايف اين گفتار ، تحليل ثبوتى ملكه علمى است كه در واقع گوياى توالى اضافههاى گوناگون موضوع در آن مىباشد ؛ چه مسائل برهانى يك علم براى عالم صاحب ملكه ، تبديل به تصوّرات مركب مىشود .
( 2 ) . تمام مثالها در علم طبيعى بيان شده است .