قدرت مؤثّر و انتفاء اتصاف در خارج و انحصار وجود و تحقق تناهى آن و عدم تعقّل امر زايد از / * ب / 10 / وجود . همچنين بايد فهميده شود كلام مصنّف - رحمه اللّه - در اينجا « 1 » .
قال : و لو اقتضى التميّز الثّبوت عينا لزم منه محالات . « 2 »
چون باطل نمود مصنّف - رحمه اللّه - مذهب جمعى را كه به ثبوت معدومات قائلند ، شروع نمود در ابطال حجج ايشان . و ايشان را دو حجّت رديّه است كه : مصنّف - رحمه اللّه - ذكر اينها نموده و باطل نموده حصر دو حجّت ايشان را .
أما حجّت اولى تقريرش آن است كه : هر معدومى متميّز است ، و هر متميّزى ثابت ، پس هر معدومى ثابت است .
امّا مقدّمه [ الف - 14 ] اولى كه : هر معدومى متميّز است ، پس سه امر دلالت بر آن دارد :
اوّل : آن كه معدوم معلوم است ، و معلوم متميّز است .
ثانى : آن كه معدوم مراد است به جهت آن كه اراده لذّات مىشود و مكروه مىباشد آلام ، پس البتّه لذّت كه مراد باشد از مكروه متميّز است .
ثالث : آن است كه معدوم مقدور است ، و هر مقدور متميّز است به جهت آن كه ما تميّز ميان حركت يمين و يسار مىكنيم ، و حكم به قدرت احدى حركتين دون اخرى مىكنيم ؛ اگر متميّز نباشد اين حكم
هامش
( 1 ) . م : اين حال
( 2 ) . كشف المراد / 33