تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
حاصل و فشرده هردو برهان اين است كه ، مفهومى كه در حدّ ذات خود واجد چيزى جز ذات و ذاتيات نيست و ذات او طرد كننده وجود و عدم نيست و در مقام ذات نه اثرى در آن نهفته و نه مقيد به « اثرى » است ، پس طرد عدم و خروج از وضع « لا اثرى » بدون انضمام يك حيثيت تقييديه « 1 » امكان‌پذير نيست . و اين حيثيت تقييدى چيزى جز وجود نخواهد بود ، زيرا غير آن يا همان ماهيت بىاثر است و يا عدم است و به قول حكيم بزرگ اسلام مرحوم آية اللّه شيخ محمد حسين اصفهانى قدس سرّه :
« يختصّ بالوجود طرد العدم * إذ ما سواه عدم أو عدمي »
غير وجود يا عدم است و يا عدمى ( ماهيت ) و هيچكدام عرضه اين كار را ندارند .

برهان سوم فلاسفه از بحثهاى طولانى دربارهء وجود ذهنى به اين نتيجه رسيده‌اند : يك ماهيت ، دو نوع وجود دارد :

يكى وجود خارجى كه ماهيت را در خارج جزء اعيان قرار داده و آن را منشأ اثر مىسازد ماهيت با
هامش
( 1 ) . حيثيت تقييديه در برابر حيثيت تعليليه است ، اوّلى به منزله قيد موضوع بوده و ضميمه آن مىشود . چنان كه مىگويند : حمل أبيض بر جسم محتاج به انضمام حيثيت تقييديه به نام « بايض » است . و اگر در اين‌جا وجود كه محقّق ماهيت و نفس « كون الماهية » است ، حيثيت تقييدى اطلاق مىشود ، يك نوع مسامحه در تعبير است ، دوّمى به علّت وجود شيئ ، و يا علت تعلّق حكمى به موضوع گفته مىشود .