تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مختار محقّقان در صفات واجب اين است كه صفات وى با ذات وى متحد است و هرصفتى با صفت ديگرى نيز مصداقا اتحاد دارد . ولى از نظر مفهوم باهم متغايرند . « فالعالم و القادر و الحيّ و المريد متغايرات مفهوما ، متحدّات وجودا و مصداقا » . يك‌چنين اتحاد فقط براساس اصالة الوجود امكان‌پذير است ، زيرا وجود ، ملاك وحدت و جامع كثرات است . وجود است كه همهء كثرات را در يك‌جا گرد مىآورد ، ولى بنابر اصالة ماهيت در آنها اختلاف و تغاير است و از قديم الأيام گفته‌اند : « الوجود مدار الوحدة و الماهيات مثار الكثرة » .

3 - توحيد افعال

مقصود اين است كه صادر از واحد به حكم قاعده « لا يصدر من الواحد إلّا الواحد » يكى بيش نيست و يك‌چنين توحيد جز در پرتو اصالة الوجود ، امكان ندارد . زيرا بنابر اين مسلك مىتوان گفت صادر از واجب يك شيئ است و آن همان وجود منبسط است ، ولى بنابر اصالت ماهيت ، خود ماهيات مختلفه از او صادر شده است ، يعنى واحد من جميع الجهات ، مبدأ پيدايش امور مختلفه بىشمار گرديده است . در صورتى كه قاعده « الواحد » خلاف آن را ايجاب مىكند .

4 - بطلان حمل در قضايا

از ثمرات اين بحث ، همان صحّت حمل در قضايا است و ما