پاسخ
يكچنين استدلال از شيخ اشراق به راستى عجيب است ، زيرا استدلال بر يك بحث فلسفى از طريق بحث ادبى بسيار ناصواب است و از قديم الأيام گفتهاند كه :
« الحقائق الحكمية ، لا تقنص من العرف و اللغة » « 1 » ، گذشته از اين خود شيخ اشراق خدا و بلكه مفارقات را وجود محض مىداند ، در اينصورت صدق موجود بر آنها با صدق آن بر ماهيات ممكنه فرق خواهد كرد .
وى دربارهء مفارقات چنين مىگويد : « النفس و ما فوقها من المفارقات ، إنّيات صرفة و وجودات محضة » « 2 » و حلّ اشكال اين است كه مصداق حقيقى موجود در هردو صورت ( حمل موجود بر موجود ) ( يا حمل موجود بر ماهيات موجوده ) همان وجود است ، و اينكه موضوع در صورت دوّم ، علاوه بر مصداق واقعى وجود و بر چيز ديگرى نيز شامل است ، اين از خصوصيات مورد است و ربطى به مفهوم وجود ندارد .
شيخ در تعليقات مىگويد :
« إذا سئل هل الوجود موجود أو ليس بموجود ؟
فالجواب انّه موجود بمعنى انّ الوجود حقيقة انّه موجود ، فانّ الوجود هو الموجودية » . « 3 »
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 63 .
( 2 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 43 به نقل از آخر التلويح .
( 3 ) . تعليقات شيخ به نقل اسفار ، ج 1 ، ص 41 .