و در شرح هدايهء فاضل شارح مذكور است كه در نزد محققين اين قوّه مرتّب است در روح مصبوب در تجويف اوّل كه آلت حسّ مشترك و خيال است . اين قدر هست كه مشاهده اختصاص دارد به آنچه در مقدّم آن است ، و تخيّل به آنچه در مؤخّر آن است . « 1 » و دليل بر آنكه اين قوّه غير حسّ مشترك است سه دليل است .
اوّل : آنكه براى حسّ مشترك قوّهء قبول صور است ، و براى خيال قوّهء حفظ آنهاست .
و دليل بر آنكه قوّهء قبول غير قوّهء حفظ است دو امر است : يكى آنكه اگر عين آن باشد بايد از آن منفك نگردد ، ديگر آنكه منشأ قبول امكان و استعداد است و منشأ حفظ وجوب و فعليّت ، پس دو حيثيّت خواهد بود غير يكديگر .
و جواب از اعتراضى كه بر اين وارد آوردهاند ، كه اين مبتنى است بر قاعدهء : الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد ، از آنچه پيش از اين مذكور شد ظاهر مىگردد .
دوم : آنكه حسّ مشترك حاكم بر محسوساتى است كه براى آن حاصل مىگردند ، و خيال حاكم نيست ، بلكه حافظ است بتنهايى ، و شىء واحد هم حاكم و هم غير حاكم نمىتواند بود .
و اعتراض بر اين دليل آن است كه مىتواند شد قوّهء واحده [ 405 ] گاهى حاكم باشد و گاهى حافظ .
سوم : آنكه صور محسوسه گاهى مشاهدند و گاهى متخيّل ، و مشاهد غير متخيّل است ، پس حسّ مشترك آنها را مشاهده مىنمايد ، و خيال تخيّل مىكند ، پس دو قوّه متغاير خواهند بود .
و امام رازى بر اين وجه اعتراض نموده است كه صور معقوله گاهى مشاهد نفساند و گاهى نفس از آنها ذاهل است ، پس آن صور در آن قوت در كدام خزانه مخزون است ؟
و اگر بگويند كه [ اگر ملكهء اقبال ] نفس به مبدأ فيّاض محكم گرديد ، هر وقت كه ارادهء ادراك آن مىنمايد بر او فايض مىگردد .
مىگوييم : چه مانع است از آنكه در صور خياليّه نيز بر اين نحو باشد ، و در هر وقت
هامش
( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 199 .