مقاله چهارم در ذكر زمان
و در آن شش فصل است
فصل اوّل در ذكر اختلاف ناس در زمان و ايراد حجج هر طايفه و ذكر آنچه بر قومى وارد مىآيد .
بدان كه در ميان مردم در امر زمان اختلاف عظيمى هست . چنان كه بعضى مردم وجود زمان را بالمرّه انكار نمودهاند ، و بعضى آن را موجود در توهّم دانستهاند نه در اعيان خارجيّه .
و كسانى كه آن را ثابت دانستهاند به چند فرقه منشعب گرديدهاند .
و فرقهاى گفتهاند كه امر واحد نيست ، بلكه نسبت امورى است به امورى ديگر . و آن نسبت اوقات است براى آن امور ، و زمان مجموع آن اوقات است ، و وقت عرض حادثى است كه با وجود آن وجود عرض ديگر فرض شود ، مثل حضور زيد با طلوع شمس كه طلوع شمس وقت حضور زيد است .
و فرقهاى به جوهريّت آن قائلند . و بعضى از ايشان آن را جوهر قدسى غير جسمانى دانسته است . و از اين گروه بعضى گفتهاند كه واجب الوجود لذاته است ، و گروهى ديگر گفتهاند كه جوهر جسمانى است و آن فلك اعلاست . و فرقهاى به عرضيّت آن قائل شدهاند و گفتهاند كه حركت است . و بعضى از اين فرقه گفتهاند كه حركت فلك زمان است نه حركات ديگر . و بعضى دورهء واحدهء از حركت اعلا را زمان دانستهاند .
و ارسطو و اتباعش گفتهاند كه مقدار حركت است ، و ابو البركات بغدادى گفته است كه مقدار وجود است ، و اشاعره مذهب سوم را اختيار كردهاند ، و مذهب چهارم به افلاطون و اتباعش منسوب است .
و حجّت منكرين وجود زمان چند امر است :
[ حجّت ] اوّل : آنكه اگر موجود باشد بايد كه منقسم باشد و الّا انقسامش به شهور و سنين و