حركت شديدتر مىشود .
و گفته است كه مىتوان گفت كه آن مصادمات با خروج از حيّز طبيعى موجب آن ضعف مىشود ، و ازدياد خروج بتدريج موجب ازدياد و هن مىگردد تا آنكه بالكلّيّه رفع مىشود و قوّهء اصليّه ظاهر مىشود .
و در اسفار مذكور است كه : « تحقيق اين مقام و كشف از آن ميسّر نمىگردد مگر به رجوع اصلى از اصول مشرقيّه . و آن اصل آن است كه صورت مقسوره متحوّل مىگردد در جوهر و ذات خود به صورتى غير از صورت خودش . مثل آنكه در حديد مذاب صورت مسخّنهء ناريّه با صورت حديديّه مجتمع مىگردد ، و حجر مرمىّ به فوق صورت خفّت در آن موجود مىشود مقترن به صورت حجريّت ، و جايز است كه در وجود واحد صورى معانى كثيره ذاتيّه كه در موجودات متباينه متفرّقند موجود گردد .
و به اين اصل مندفع مىگردد آنچه در اين مقام گفتهاند كه قوّهء محرّكهء به فوق صورت نار است كه جوهر است ، و اگر در حجر يافت شود بايد كه عرض موجود در حجر باشد ، و اين محال است » .
و مذاهب ديگر در اين مسأله قول به توليد است ، يعنى هر حركتى مولّد حركت ديگر است . و قول به جذب يا دفع است ، يعنى هواء متقدّم منعطف به خلف مىگردد و موجب دفع متحرّك مىگردد . و قول به دفع يا جذب است ، يعنى قاسر هوا و مرمى را با هم دفع مىكند . و چون هوا الطف است قبول دفع را زودتر مىنمايد و موجب جذب مرمى مىشود .
و اين دو مذهب باطل است ، به دليل آنكه اگر جذب و دفع باقى نمىمانند تا آخر حركت ، حركت به علّتى غير آنها محتاج خواهد بود ، و اگر باقى مىماند سخن در احتياج آنها به علّت عود مىكند . « 1 »
فصل هفتم در بيان آنكه در هر جسمى بايد كه مبدأ ميل مستقيم يا مستدير موجود باشد
و دليل بر اين مدّعا ، به تقرير صاحب اسفار ، آن است كه شأن هر جسمى ، بما هو جسم ،
هامش
( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 3 ، ص 217 .