است در ميان آنشهر روان و پلى بر آن بستهاند كه آنطرف پل سردسير است درخت جوز و چنار و امثال آن در آنجا بسيار است و طرف ديگر گرمسير اشجار ترنج و نارنج و مانند آنها در آنجا بسيار .
از مؤلف فارسنامه نقلست
كه جمشيد در اصطخر در پاى كوه سرائى از سنگ خارا بساخت و پايان كوه ميان سراى او كه بنياد نهاد آن مربعست يكطرفش بكوه پيوسته يكطرفش بجانب صحرا گشاده آن را ببلندى سى ذرع ساختهاند و به دو طرف آن نردبانها به جهت بالا رفتن گذاشتهاند و بر آن ستونها از سنگ نهاده و بر آن سنگ نقاشى و كندهكارى كردهاند كه بر چوب نرم نتوان كرد و بدر درگاه دو ستون مربع نهاده و پارههاى ايندو ستون زياده از صد هزار من باشد و در آن نزديكى بر آن شكل سنگ نيست و براده آنسنگ امساك خون مينمايد و در جراحات به كار مىآيد .
در تواريخ مغربى صاحب تاريخ آورده
كه در مصر عمارت ديدم از سنگ رخام تراشيده اشكال افلاك و نجوم و اقاليم سبعه و حيوانات بر آن نگاريده و چنان متحرك ساخته كه گويا جان دارد ديدنش عاقلان را در حيرت آورده .
ايضا نصيحى شهريست بزرگ نزديك كوه جودى و هجوم در بيرونش بسيار و در اندرونش اثرى از آن پيدا نشود و گويند حكما در آنشهر طلسم ساخته بودند كه مانع درآمدن ملخ و پشه بود اگرچه در بيرون جوش اينحشراتست نهايت در اندرون اثرى پيدا نيست .
ايضا زمينيست بزرگ شهريست بر كنار درياى نيل هوايش بغايت