Skip to main content

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — Page 250

Contributors:

P.250

هم در آنجا است

كه ابتداى قوم كرد از دشتبانان است در عهد ضحاك ماردوش چون روزى دو كس براى ماران مىآوردند وزير ضحاك يكى را كشته مغز سرش را بماران ميداد و يكى را نگاه ميداشت و هريك را گوسفند داده بصحراها ميفرستادند بدينجهت آنها را كرد گويند .

در جلد پنجم روضة الصفا آورده

كه ظهور قوم قبچاق در عهد اغور خان بن قراخان است و تفصيل اين اجمال بدينگونه است كه در مصافى از مصافات اغور خان را با جماعتى حرب دست داد اغور خان هزيمت يافته در ميان رودخانه فرود آمد زن حامله در لشكر همراه شخصى بود كه شوهرش در جنگ كشته شده بود چون اغور خان ديد در ميان درخت مجوف بار نهاده خان را بر او رحم آمده آن پسر يتيم را بفرزندى برداشت و او را قبچاق لقب نهاد و قبچاق مشتق از قبوقست و قبوق درخت ميان خالى را گويند چنان كه در نظم آمده بيت
كنون قوم قبچاق را سربسر * بدانند از نسل آن يك پسر

در روضة الطاهرين مرقومست

چون نوبت سلطنت بهوشنگ بن سيامك رسيد در غور مظلومان نهايت سعى مينمود از اينجهت به پيشداد ملقب شد يعنى عدل‌كننده .