Skip to main content

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — Page 215

Contributors:

P.215

در روضة الطاهرين مندرجست

بيژن چون فرود نابرادرى كيخسرو را كه از دختر پيران ويسه حويزه بود بيك ضرب از پا درانداخت مادرش چون پسر را بدانحال ديد آنچه جراحان صاحب سررشته بود حاضر ساخت چون زخم كارى بود نصف شب عالم را بدرود نمود مادرش اموال او را آورده به تمام بسوخت بعد از آن اسبان را بكشت و كنيزان را از باره انداخت كه جان شيرين در راه مولاى خود نثار كردند پس آنمادر خنجر آبدار از كمر فرود برآورده بر سينه زد و خود را با فرزند دلبند ملحق ساخت .

رنگ پنجم نماينده بتخانهء قديم

محمد طاهر عماد الدين در تاريخ روضة الطاهرين مينويسد بعد تسخير قرطبه جهان پهلوان گرشاسب بسرزمينى رسيد كه در آن كوهى بلند و چند موضع آبادان بود و از هجوم گل و رياحين بام آن قريه نمينمود جهان پهلوان بر آنكوه برآمده تختى به نظر درآورد كه چهار بت بر آن نصب نموده‌اند كه چنان معلوم مىشود دست بر دست هم گذاشته تكلم مينمايند و سخن آنها مفهوم نميشود بتخانهء ديگر مشاهده نمود كه از سنگ رخام بود در و بام آن از نقره در آن بتخانه تختى از طلا نهاده و بتى از نقره آنجا خفته هر سال در تحويل حمل آن بت سر برداشته بآواز بلند فرياد ميكرد و اگر آنسال خوش سال ميشد آب مانند چشمه از دهان بت جارى ميشد و هرگاه خشكسال بود آب جارى نميشد و نزديك آن بتخانه ميلى بود و بر سر آن طبل هركس به سفر ميرفت و خبرش نمىرسيد وارث غايب آمده آن طبل را مينواخت و دوال بر آن آشنا ميساخت اگر