Skip to main content

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — Page 141

Contributors:

P.141

در عجائب الدنيا مرقومست

كه چون شتر را هواى جماع در سر افتد با مادهء خود جمع مىشود چون نطفه بسته شود چون وقت بارافكنى آيد بچه را در زه كوش زايد . ايضا طايريست در هندوستان رنگين آن را طاوس گويند دانشوران از فرط نقش و نگار نسخه مانى را بخواطر نميآرند و يا تاجش از غايت رنگينى نامه ارژنگ را بيرنگ پندارند هرگاه از جوش شهوت آرزوى جماع نمايد قطره‌هاى اشك از نهر ديده جارى سازد طاوس ماده بر گردش جمع آيند اشك چشمش از ديده‌اش بربايند آنكه از هوا بربايد نر زايد و آنچه از زمين بردارد ماده زايد . ايضا طايريست خوردتر كه از فرط وفادارى بر همه سرور باشند و با مردم انيس و دلجو باشد از آنجهت مرغ باوفا گويند هر صبحدم آنها را بصحرا سر دهند و يكى را در قفس نگاهدارند و بتقريب كه يكى از آنها دربند باشند باز آنها مراجعت نمايند و عجب آنكه آنها دلو را از چاه بركشند و بوسه از روى محبوب حورى لقا بربايند .

در حيوة الحيوان مسطور است

كه چون عقاب بچه از بيضه درآورد او را بصحرائى برد مرغيست فانس نام كه بچگان عقاب را آب و دانه دهد و دايم از آنها باخبر باشد چون آنها پر و بال درآورند فانس پير شود بچگان عقاب بنابر شفقت كه از او ديده‌اند شكار بسيار كرده براى او آذوقه آورند تا مادام كه او قالب از حيات خالى نمايد .