دور زحل ، دور مشترى ، دور شمس ، دور زهره ، دور عطارد ، دور قمر ، و هر وقت كه دور قمر به آخر رسد باز ابتدا از دور زحل كنند ،
و منجمان اينمعنى در ترتيب حمل و غيره اعتبار كردهاند و آنكه عدد خصل زياده از 17 نباشد بنابر آنكه عدد منازل دورترين مهره از خانهء خود 17 است چه خانه كه در آنجا است چنان كه معهود است حساب نكنند و از آنجا با سر گيرد چه ربع هر يك از مقام 17 باشند .
پس بعدد هر منزلى خصلى گرفتند و نيز سر آنكه نقش كعبتين از 18 درنگذرد همين است دقيقه كه زيركان را پوشيده نماند .
فصل پنجم در استخراج ضماير
اگر كسى دو انگشترين يكى از زر و يكى از نقره در دست گيرد و سئوال كند كه بگو انگشترى زر در كدام دست است و نقره در كدام بگويند تا آندست كه انگشترى زرين باشد عدد زوج بگيرد و آنكه نقره باشد عدد فرد و چون اين گرفته باشد گويند تا آن عدد كه در دست راستست در زوج ضرب كنند و آنعدد كه با دست چپ است در فرد و همه را جمع كند و تنصيف كند .
پس اگر كسر داشته باشد انگشترى زرين در دست راست باشد و نقره در دست چپ و اگر كسر نداشته باشد به عكس اين و بايد كه عدد اندك گيرند تا حساب آسان شود .
و اگر كسى عددى ضمير كند و خواهند كه بدانند كه عدد چند است بگويند تا آن عدد را به دو نيمه كند و بعد از آن بپرسند كه كسر دارد يا نه اگر كسر داشته باشد بگويند تمام كند و آن را با عدد ضمير جمع كنند بار ديگر بگويند تا مجموع را دو نيم كند بعد از آن بپرسند كه كسر دارد يا نه اگر كسر داشته باشد بگويند تمام كند و آن را با عدد ضمير جمع كنند يك بار ديگر