شب احتياط بايد كرد تا زيانى نيفتد اما بيمار او شفا يابد و در هفتم فراش خالى يابد و شريك خلاف كند و در هشتم از همه چيزهاى مكروه خلاصى يابد و مالى از ميراث يا وصيت به دو رسد .
و در نهم سفر بود با من و سلامت و برگشتن و در دهم مردى بزرك به دو پيوندد و در يازدهم خسارت بود و كدورت از دوستان و در دوازدهم رفتن چيزى از دست و كمى دوستان .
و در سيزدهم زيانى بود از سفر و حكام و كارى صعب اما آخر به اصلاح در آيد و در چهاردهم اظهار عداوت باشد از دشمن و رنج و نااميدى از كارى و در 15 پسنديده باشد از براى عاقبت و دزديده و تلف شده و در 16 پسنديده نباشد .
جماعت در اول سلامتى نفس بود اما با قبض و اندوه و در دوم روزى و كسب بسيار و در سوم بدى ميان او و ميان خويشان او با ديد آيد و گفتهاند دليل بود بر رسيدن خبر خير .
و در چهارم رفتن مادر و پدر يا زيانى در ملك و ضياع او .
و در پنجم كثرت فرزند و بسيارى سفر .
و در ششم بيمارى اهل خانه ،
و در هفتم دليل رفعت و شوكت و زن خواستن .
و در هشتم دليل رسيدن بمراد و آميزش با دشمنان .
و در نهم سفر كردن با جمعى اگر سئوال از سفر باشد نيك بود .
و در دهم دليل بيمارى و مخاصمت با جماعتى .
و در يازدهم زيادتى مال بود و بسيارى دوستان .
و در دوازدهم كثرت دشمنان اما از ايشان زحمتى نرسد .
و در سيزدهم فايده بود از سفر و رسيدن بمراد و كارى كه از قبل حاكم بود و در چهاردهم دليل لشگر و مخالطت با ياران و سفر دراز .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 551
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥٥١