متوالى از آن دو خط باشند سطر گويند .
و حينئذ اگر ميان دو خط طولى افتاده باشد آن را سطر طولى خوانند و اگر در ميان دو خط عرضى سطر عرضى باشد و بيوتى را كه زاويه هر يك از آن بعينها زاويهء مربع باشد اطراف اقطار خوانند .
و چون از يكي از اطراف اقطار ابتدا كنند و بيوتى را كه بر طريق سير فرزين افتاده باشد با طرف قطرى كه از مقابل اوست اخذ كنند مجموع بيوت را قطر مربع خوانند و مربع را دو قطر بيش نتواند بود .
اما بحسب قسمت اضلاع سطور بسيار باشد پس اگر هر يك از اضلاع مربع را بسه قسمت كنند آنمربع را 3 در 3 خوانند .
و اگر به 4 قسمت كنند مربع 4 در 4 و على هذا القياس و مجموع 4 سطر طولى و عرضى را كه بر حوالى مربع باشند يكدور خوانند و چون يكدور آنمربع را بيندازند در داخل آنمربعى ديگر اصغر از آن بماند و على هذا .
چنان كه در مربعات فرد بيكخانه رسد و مربعات زوج بمربع دو در دو دايما عدد بيوت هر مربع سطحى مساوى مربع عدد اقسام ضلع او باشد مثلا اگر ضلع مربع را به 4 قسم كنند عدد بيوت او 16 باشد كه مربع 4 است و اگر بر پنج قسمت كنند 25 و اگر اعدادى كه در مربع وضع كنند از واحد باشد بر ولاى طبيعى ، اول عددى كه در آنوضع شود يكى بود و آخرين مربع قسمت ضلع مثلا اگر 3 در 3 بود اولين عدد يكى باشد و آخرين نه .
و على هذا چون در مجموع بيوت مربعى اعداد را وضع كنند چنان كه مجموع اعدادى كه در هر قطر و هر سطر از سطور طولى و عرضى آنمربع موضوع بود متساوى باشند . گويند آنمربع وفق دارد و هر وفق او مجموع اعدادى باشد كه در يكسطر آن مربع موضوع بود .
پس اگر ابتداى آن اعداد از واحد بود بر ولاى طبيعى وفق آنمربع را وفق
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥٠٢