موى سفيد باشد و غايت روز ايشان در اول آنكه آفتاب به جدى رسد دو ساعت باشد و 22 ساعت ديگر صبح و شفق .
چنان كه خطهاى باريك توان خواند و چون آفتاب به اول سرطان رسد به عكس آن باشد . و بعضى گويند ظلمات عبارت از آنولايتست بسبب آنكه پيوسته در آنجا ضباب باشد و حيوانات بغايت اندك باشد
و برابر زمين مغرب غير از ولايت اسبانيا ولايتى است كه آن را كلويثا خوانند و ز كوههاى آنجا سيماب و زر و نقره و مس بسيار خيزد و در آنجا سه شهر است افلنسيه مرسيه ميور كه « 1 » مردم آنجا بغايت شجاع و دلاور باشند و كشته شدن هنر شمرند .
و در جنب كلويثا ولايتى است بر خط مشرق نام آن سونيات ؟ بغايت معمور و آبادان و بالاى آن هم بر خط مشرق ولايتيست نام آن تولوزه و بالاى آنشهرى است معتبر نام او بريس « 2 » در آنجا مردم بسيار از مقيم و غريب مشغولند .
چنان كه گويند از متعلمان غريب در آنجا قريب صد هزار باشند و ميان كلويثا ولايتيست پر زر و نقره و پادشاه آن جا با پادشاه مغرب دوستى كند و در جنب آنولايتيست معمور بر ساحل دريا نام آن جنوه و پادشاه آن جا 200 فرقه دارد و در هر يك سيصد مرد جنگى باشد .
و بالاى آنولايت هم بر خط مشرق بيابانيست قريب 40 فرسنك در حوالى آن بيست و دو پاره سهر معمور و بزرگ باشد و عادت اهل آنولايت آنست كه هر سال مردى را كه بعقل و كفايت موسوم باشد پادشاه خوانند و در آخر سال منادى كنند كه هر كرا بر او در اينسال ظلمى رفته باشد بايد كه حاضر شود و داد خواهد جمله متظلمان حاضر شوند و داد خود بخواهند و گردن او را از مظلمه آزاد كنند و ديگرى را بر پادشاهى بنشانند .
هامش
( 1 ) امروز ماژرك گويند
( 2 ) يعنى پاريس