گردهاند چنان كه بيرون شهر زنبور بسيار باشد و هرگز در شهر نرود و گويند طلسم كژدم نيز كردهاند طول اوفب م و عرض اولام .
بصره
شهريست بزرگ گويند صد و بيست جوى آب دارد كه زورق و كشتى در آن توان رفت و خرماستانهاى بصره بنيكوئى مشهور است و به بسيارى معروف و گويند از عهد أمير المؤمنين على عليه السّلام درو روز سكان از شهر بيرون روند و در شب بيايند طول اوفدها عرض لها .
ابلة
شهريست از شهرهاى بصره و بخوشى و نزاهت مشهور چنانچه او را نيز همچو غوطه دمشق و شعب بوان و سغد سمرقند ببهشت نسبت كنند جوئى از دجله و فرات گرفتهاند و گرد او گردانيده و كوشكهاى بسيار در كنار آنجوى ساختهاند طول اوفدها عرض ل يه .
عبادان
شهريست كوچك بر كنار درياى عمان كه كشتى بندان بصره در آنجا مى باشند و دجله در آنجا به دريا افتد و از آن گذشته هيچ آبادانى نيست الا چوبى چند كه در ميان دريا محكم كردهاند و ديدهبانها ساخته و آن را خشاب خوانند طول او فدل عرض كط ل
شهرهاى جزيره كه بديار بكر مشهورند .
سروج
شهرى آبادانست و سورى محكم دارد و ميوههاى خوب و بسيار و از آن تا حران يك روزه راه باشد طول او عدم و عرض لور .
رها قصبهايست خوش و آبادان طول آن عب يه عرض لوها
حران
شهريست معتبر و بيشتر اهل اوصابى بودند هلاكوخان آن را خراب كرد