سفينه
كواكب او بيست و پنجاند از آن جمله آنكوكبيكه بر مجداف اولست و روشنتر از همه و دورترين از سفينه در جنوب بقول بطليموس سهيل است و عرب گويند سهيل آنست كه بر مجداف دويمست و در كواكب او اختلاف بسيار است .
شجاع
كواكب او بيست و پنجاند از صورت و دو خارج صورت و در كواكب او نيز اختلاف بسيار است از آن جمله كوكبى را كه بر آخر گردن اوست فرد خوانند و بعضى از كواكب او را خبا و بعضى ديگر را شراسيف .
باطيه
هفت كوكباند بر شمال كوكبهء شجاع كه عرب آن را معلف خوانند
غراب
هفت كوكباند از پس باطيه بر جنوب سماك اعزل و عرب اين كواكب را عجز الاسد خوانند و بعضى عرش السماك الاعزل و بعضى احمال ،
مجمره
كواكب او هفتاند و هيچيك را ازين نامى نيست ،
اكليل جنوبى
سيزده كوكباند همه در صورت و بعضى از عرب اينكواكب را بواسطهء استداره كه در وضع ايشانست قبه خوانند و بعضى ادحى النعام .
قنطورس
حيوانيست مقدم او چون مقدم انسان و مؤخر او چون مؤخر فرس و بر شكم او ستارهايست روشن كه آن را بطن خوانند و بر حافر دست راست او كواكب حضار و بر ديگرى وزن كه اين هر دو را محلفين و محنثين خوانند : چنان كه ياد كرده شد
حوت جنوبى
كواكب او يازده است همه در صورت و ستاره روشن را كه بر دهن او باشد آن را فم الحوت خوانند