جاثى على ركبته
كه او را راقص خوانند و او بر صورت مردى است هر دو دست خود را دراز كرده باشد و به زانو درآمده كواكب او سىاند از آن جمله يكى خارج صورتست يكى مشترك ميان او و ميان صياح :
شلياق
كواكب او يازدهاند و او به صورت كركسى است پرها برهم نهاده چنان كه گوئى فرو ميآيد بعضى از عرب آنرانسر واقع خوانند و بعضى ديگر اثافى و پيش او ستارهء ديگر است روشن كه آن را اظفار خوانند .
طاير
و آن را دجاجه نيز خوانند كواكب او 17 در صورتاند و دو خارج صورت و و عرب چهار كوكب را از آن جمله كه بعرض قطع مجره كنند فوارس گويند ستاره روشن را كه بر ذنب باشد ردف .
ذات الكرسى
بر صورت زنيست كه بر كرسى نشسته باشد و او را دو قائمه است همچو منبر و او بر نفس مجرهست بالاى كواكبيكه بر سر او ملتهباند و كواكب او سيزده است يكى از آن جمله كه روشن است كف الخضيب خوانند .
برشاوس
كه او را عرب حامل رأس الغول خوانند بر صورت مرديستكه بر پاى چپ ايستاده و پاى راست برداشته و دست راست بر سر نهاده و سر غولى بر دست چپ گرفته و كواكب او 26 است در صورت و سه خارج صورت .
ممسك الاعنه
بر صورت مرديست از پس حامل رأس الغول ايستاده ميان ثريا و ميان