تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

جاثى على ركبته

كه او را راقص خوانند و او بر صورت مردى است هر دو دست خود را دراز كرده باشد و به زانو درآمده كواكب او سىاند از آن جمله يكى خارج صورتست يكى مشترك ميان او و ميان صياح :

شلياق

كواكب او يازده‌اند و او به صورت كركسى است پرها برهم نهاده چنان كه گوئى فرو ميآيد بعضى از عرب آنرانسر واقع خوانند و بعضى ديگر اثافى و پيش او ستارهء ديگر است روشن كه آن را اظفار خوانند .

طاير

و آن را دجاجه نيز خوانند كواكب او 17 در صورت‌اند و دو خارج صورت و و عرب چهار كوكب را از آن جمله كه بعرض قطع مجره كنند فوارس گويند ستاره روشن را كه بر ذنب باشد ردف .

ذات الكرسى

بر صورت زنيست كه بر كرسى نشسته باشد و او را دو قائمه است همچو منبر و او بر نفس مجره‌ست بالاى كواكبيكه بر سر او ملتهب‌اند و كواكب او سيزده است يكى از آن جمله كه روشن است كف الخضيب خوانند .

برشاوس

كه او را عرب حامل رأس الغول خوانند بر صورت مرديستكه بر پاى چپ ايستاده و پاى راست برداشته و دست راست بر سر نهاده و سر غولى بر دست چپ گرفته و كواكب او 26 است در صورت و سه خارج صورت .

ممسك الاعنه

بر صورت مرديست از پس حامل رأس الغول ايستاده ميان ثريا و ميان