شكل اول در بيان آنكه مبصرات بسيار را همه به قصد واحد نتوانديد چه مبصر را ا ب فرض كنيم و عين را ج و خطوط شعاعى را ج ا ج د ج ه ج و ج ب پس گوئيم اول آنچه بر ا ب افتد شعاع ج ا باشد كه آنسهم مخروط شعاعيست بعد از آن ج د پس ج ه ج و ج ب .
و حينئذ مقدار ا د پيش از د ه ديده شود زيرا او اقربست به وضع از موضع اول و همچنين د ه پيش از ه و و ه و پيش از و ب پس جميع ا ب را با هم به قصد واحد نتواند ديد ليكن از سرعت لمحه بصر چنان گمانبردند و على هذا ،
رساله ج در ظاهر ا ت فلك كه هم تصنيف اقليدس است مشتمل بر 26 شكل و در بعض نسخ بر 25
رساله د در تحرير كتاب مفروضات كه ثابت بن قره صابى تصنيف كرده است مشتمل بر 26 و در بعضى نسخ بر 24
رساله ه در تربيع دايره كه ابن الهيثم تصنيف كرده است مشتمل بر چهار شكل .
رساله و در تحرير كتاب كره متحرك كه او طوقولس ساخته است و ثابت اصلاح كرده مشتمل بر يكمقاله و 12 شكل .
رساله ز در مطالغ ايسقلاوش ساخته است و كندى اصلاح كرده است و
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٠٩