Skip to main content

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — Page 405

Contributors:

P.405

فصل پنجم در كيفيت ادراك بانعكاس

بدانكه ادراك انعكاس مبصرات در مرايا ظاهر است ليكن اهل نظر را در كيفيت آن اختلافست رأى اصحاب تعاليم آنست كه شعاع از بصر خارجشود و چون بسطح مرآت رسد منعكس شود و بر چيزى كه آنضوء منعكس افتد بصر آن را ادراك كند و اينرأى مبنى است بر آنكه ابصار بخروج شعاعست و ضعف آنمعلوم شد . و رأى بعضى از اهل طبيعى آنست كه جسم صيقلى چون مقابل مبصرى از مبصرات شود صورت در سطح او حاصلشود . پس بصر چنان كه ادراك مبصرات مقابله كند بر استقامت ادراك آنكند و اينهم ضعيفست . چه اگر ادراك صورت در مرآت بر مثال ادراك صورت مقابله با استقامت بودى بايستيكه ادراك آن از جميع جهات ممكن بودى و از موضع خود بانتقال ناظر يا مبصر يا مرآت انتقال نكردى و گاه مستوى و گاه منكوس و گاه بزرگ و گاه كوچك بحسب سطوح مرآت ننمودى و محقق است كه چون وضع مرآت بر انعكاس بود صورت محسوس افتد و باوضاعى ديگر مشغول نشود . پس تحقيق آنست كه گوئيم كه ادراك اينمبصرات بواسطهء انعكاس صورتست به بصر لكن بر اينوجه كه چون مخروط هر نقطه مضى مصادف سطح صيقلى گردد و جميع خطوط مخروطى بر سموت معين منعكس شود و چون مخروطات نقطه مبصر بسطح صيقلى ممتد شود و جميع آنمنعكس گردد شايد از هر نقطه از آن خطى ممتد شود و بسطح منعكس گردد و بعد از انعكاس بنقطه مجتمع شود و و ميان آن نقطه و ميان سطح صيقلى مخروطى ملتئم از آنخطوط حاصل شود و به آن نقطه منعكس شود . پس هرگاه مركز بصر نزد نقطهء مذكوره باشد خطوط و صور وارده
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — Page 405 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي