خارج مركز عالم بود كه آن را حامل خوانند چنان كه ذكر رفت
و سبب احتياج زهره بحامل آن بود كه قدر نصف قطر او در اجزاى فلك البروج گاه بزرگ مينمود گاه كوچك .
پس دانستند كه بسبب اختلاف قرب و بعد اوست به زمين تا هر وقت كه قريب باشد به زمين بزرگ نمايد و هر وقت كه بعيد باشد كوچك و صورت افلاك ايشان اين است :
و عطارد را سه فلك ديگر باشد دو خارج مركز يكيرا از آن كه حاوى باشد بر ديگرى مدير خوانند .
و اين در ثخن ممثل او باشد بر وجهيكه گفته شد يعنى محدب او مماس محدب ممثل باشد بر نقطه مشترك ميان ايشان كه آن را اوج خوانند و مقعر او مماس مقعر ممثل بر نقطه كه آن را حضيض خوانند .
و دويم را كه محوى باشد حامل خوانند بواسطه آنكه فلك تدوير در جرم او باشد .
و حينئذ عطارد را دو اوج و دو حضيض بود و سبب احتياج او بتدوير هم
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٧٢