Skip to main content

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — Page 366

Contributors:

P.366

مقدمه در بيان اموريكه پيش از شروع در اين علم بايد دانست

بدآنكه چون خطى منحنى متناسب بسطحى محيط شود بوجهيكه در وسط آن نقطه فرض توانكرد كه از آن نقطه خطوطيكه باستقامت بدان خط منحنى كشند از هر جهت كه باشد همه متساوى باشند آنسطحرا دايره خوانند و آن خط را محيط و آن نقطه را مركز و آنخطها را انصاف اقطار و چون خطى از دو جهت بمركز بگذرد و بمحيط برسد آنخط را قطر خوانند و قطر دايره را به دو نيمه برابر كند و هر خط مستقيمى كه دايره را به دو پاره كند بهر وجهيكه باشد آن را وتر خوانند و قطعه را كه از محيط افراز كند آن را قوس خوانند و هر جسميكه سطحى مستدير متناسب به دو محيط بود بوجهيكه در وسط آن جسم نقطه فرض توانكرد كه هر خطى كه باستقامت از آن نقطه بر آن خط كشند همه متساوى باشند آن جسم را كره خوانند و آنسطح را محيط و آن نقطه را مركز و كره چون بر نفس خود حركت كند هر نقطه كه برو فرض كنند به حركت كره در دوره تامه دايره احداث كند الا دو نقطه كه آن هر دو را قطب او خوانند و خطيكه باستقامت بر مركز بگذرد چنان كه از هر دو طرف بقطب رسد محور او گويند و دايره عظيمه كه در وسط حادث شود و بعد او از آن هر دو قطب متساوى باشد منطقه او خوانند و مدارات همه متوازى يكديگر و موازى منطقه باشد و هر دو خط كه در يكسطح باشد بوجهيكه از هر دو طرف چندانكه بكشند به يكديگر نرسند آن دو خط را متوازى خوانند و اگر دو سطح مستوى بدينصفت باشند هم متوازى خوانند و هر سطح مستوى كه كره را به دو پاره كند در او دايره احداث كند كه آنفصل مشترك باشد ميان هر دو پس اگر آندايره كره را به دو نيمه برابر كند