مىروند در آنموضع بيمارى افتد :
سركين جمله بهايم دليل فرزند باشد گوسفند دليل غنيمت بود يا زن بزرگ اگر ماده بيند و اگر بيند كه گوسفندان بسيار نگاه ميدارد فرمانده جماعتى شود و ديگر بهايم نيز همين حكم دارد .
كشتن ميش نفع سلطان بود پشم جملگى بهايم مال باشد اگر بيند كه فحلى قربان كرد بنده آزاد كند يا اسيرى را خلاصى دهد .
بز كوهى و ميش ، اگر بز كوهى نر باشد منفعت بود از مردان و اگر ماده باشد از زنان آهو كنيزك بود خرگوش زنى باشد كه الفت نگيرد پيل پادشاه عجم بود .
و اگر كسى خود را بر پيل بيند مخذول شود و اگر به روز بيند زن را طلاق دهد شير پادشاه باشد و مردى قوى يا دشمن قوى بود .
اگر شير را مسخر كرد بر دشمن ظفر يابد و گريختن از شير هم ظفر باشد و يافتن مقصود . گوشت شير خوردن يافتن مال از پادشاه بود و استخوان و موى او همچنان . پلنگ و يوز همين تعبير دارد و به اندازه قوت و مرتبه هر يك باشد خوك مردى حرام خوار باشد و شير او مصيبت بود . آنكس را كه بخورد و گوشت او معصيت بود
سگ دشمنى ضعيف بود و بانگ او سخن فرومايگان باشد .
اگر بيند سگ جامه او را بدريد يا او را گزيد قصدى باشد از دشمن و خصومت با او اگر بيند كه سگ فرمان بردار او شد دوستى باشد خسيس گربه دزد باشد .
اگر بيند كه گوشت گربه مىخورد آنچه از او دزديده باشند باز يابد .
اگر بيند كه گربه را مىخراشد يا ميگزد بيمار شود و گربه وحشى در معنى زيادت از گربهء اهلى بود . و آهو همچنين
موش زنى بد سيرت و اگر بيند كه موش طعام او يا چيزى كه تعلق به دو دارد مىخورد دليل نقصان عمر بود .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٤٤