مقام نهم توكلست
و مراد بتوكل تفويض امر است بتدبير وكيل على الاطلاق و اعتماد بر كفايت كفيل ارزاق عمت نعماؤه و تقدست اسماؤه ، و اين مقام بعد از رجاست چه معامله تفويض و اعتماد با كسى رود كه اول كرم او ملاحظه شده باشد .
و توكل نتيجه حقيقت ايمان است قال اللّه تعالى :
« فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ »
و علامتش آن بود كه سالك زمام تدبير به قبضه تقدير سپارد و از حول و قوه منخلع گردد چنان كه ذو النون گفت : التوكل ترك تدبير النفس و الانخلاع من الحول و القوة .
گويند وقتى شخصى پيش شبلي رفت و از كثرت عيال شكايت كرد شبلي گفت : ارجع إلى بيتك و كل من ليس له رزقه على اللّه فاطرده .
و متوكل حقيقي آنست كه در نظر شهود او جز وجود مسبب الاسباب وجودى ديگر در نگنجد و توكل او بوجود و عدم اسباب متغير نگردد .
آوردهاند كه ابراهيم خواص هرگز در مقامى زياده از چهل روز اقامت نكردى و در اخفاى حال خود از نظر خلق احتياط بليغ نمودى تا علم خلق بتوكل او سببى از اسباب رزقش نگردد ، و بيشتر در فلوات و مفاوز تنها و بىزاد سفر كردى ، روزى شخصى از اكابر طريقت به دو رسيد و پرسيد : إلى ماذا أدى بك التصوف ، جواب داد كه : إلى التوكل آنشخص گفت : و يحك انت بعد تسعى في عمران باطنك فاين أنت من الفناء في التوكل برؤية الوكيل .
و طايفهء باشند كه وجود اسباب در توكل ايشان قادح نباشد بلكه وجود اسباب پردهء حال آنها بود تا نظر اغيار بر آن نيايد ، و ايشان در تحت قباب اسباب از نظر غير مستور باشد ، و خلق پندارند كه ايشان با اسبابند و ايشان خود با مسبب الأسباب در خلوتخانه وصال مشغولند بتمتع از لذت مسامرات و ذوق مناظرات و محاضرات .