تمهيد چهارم [ رابطه خلافت و عدالت ]
بدانكه مثل نماز ، روزه ، قرائت قرآن و خواندن ادعيه كه تو آنها را عبادت ، بندگى و اطاعت مىدانى . بلكه عبادت را منحصر در آنها دانستهاى ، پس آنها از جمله عبادت به معنى قيام نمودن به شيوه خلافت كه اصل معنى عبادت و اطاعت بندگى است ، نمىباشد . هرچند كه وجوب آنها ، اوجب و اقدام از جميع عبادات است زيرا كه وجوب و اوجبيت و اقدميت آنها به جهت آن است كه اقدام به امر خلافت نمىشود مگر بعد از معرفت خداوند و از اين سبب ، معرفة اللّه ، اوجب ، اقدم و اشرف تمام واجبات و عبادات شده است و اين معرفت ، ثبات و بقاء نمىگيرد مگر به نماز و روزه ، چنان كه مضمون
أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي
. « 1 »
پس اوجبيت و اقدميت نماز و روزه به جهت مرتبط شدن بندگان است به خداوند و به معرفت او و باقى ماندن معرفت و آشنايى با خدا ، تا اينكه مضمون
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
« 2 » به واسطه آن و بقاء معرفت امر و نهى خداوند را در كارهاى ديگر كه از وظايف خلافت ايشان است در اظهار نمودن ربوبيت و عدل خداوند در روى زمين و در نظام عالم ، بشنوند و اطاعت امر و نهى او را بنمايند و الا مطلب اصلى از عبادات ، همان قيام نمودن هركس است به امر خلافتى كه بر او مىباشد ، تا آنكه به واسطه آن به سر حد كمال و سعادت و فوز برسد و در آخرت به نعيم ابدى كه حاصل نمىشود مگر از
هامش
( 1 ) . طه : 14
( 2 ) . عنكبوت : 45